ای ماه من در ابر مشیت نهان شدی
در آسمان سدره صدرا عیان شدی
تو ممکن الوجودی و اما چه ممکنی
بخشنده وجود تویی کامران شدی
دل هر کجا که رفت پی دیدن رخت
از بس عیان شدی به خدا لامکان شدی
طومار هستی است کتاب وجود تو
در هر عوالمی ولی جاودان شدی
آئینه صفاتی و مرآت عکس ذات
در آفتاب مشرق جان سایبان شدی
روح القدس که سیر در آفاق عشق کرد
دید او تو را مقوم کون و مکان شدی
امروز جان دو عالم به دست توست
تو علت بقای جهان و جهان شدی
این چرخ گرد محور تو دور می زند
تو آن امام عصر به نام و نشان شدی
از گرد خاک پای تو این عرش قائم است
ای عرش آفرین تو مکین و مکان شدی
تو والی ولایت و تو ختم اوصیا
سلطان دین چو موسی و پیغمبران شدی
ذات خدا که خلق همه کائنات کرد
تو در مقام قرب خدا را زبان شدی
تشکیل بحر می شود از قطره قطره ای
یک قطره ای ز بحر تو ملک امان شدی